تبليغاتX
آتش فراق
 

مرا کم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش

مرا کم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش

مرا کم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش
 اين وزن آواز من است
اگر مرا بسيار دوست بداري
شايد حس تو صادقانه نباشد
کمتر دوستم بدار
تا عشقت ناگهان به پايان نرسد
من به کم هم قانعم
واگر عشق تو اندک ،اما صادقانه باشد
من راضي ام
دوستي پايداراز هر چيزي بالاتر است
مرا کم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته با ش
اين وزن آواز من است
بگو تا زماني که زنده اي،دوستم داري!
ومن تمام عشق خود را به تو پيشکش مي کنم

+ نوشته شده توسط محمد تنها در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 19:46 |
+ نوشته شده توسط محمد تنها در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 18:52 |
+ نوشته شده توسط محمد تنها در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 10:44 |
+ نوشته شده توسط محمد تنها در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 10:27 |
+ نوشته شده توسط محمد تنها در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 10:11 |

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

تقدیم به تو ای بهترینم

روز تولدت مبارک م.م(آبجی)

+ نوشته شده توسط محمد تنها در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 20:0 |

هرچه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم

 سینه میگوید که من تنگ آمدم فریاد کن

 

نمي دانم چرا رسوا شد اين دل

غريب و بي کس تنها شد اين دل 

نصيب ما نشد يک قطره باران

نميدانم چرا با من چنين کرد

دل ديوانه را عاشق ترين کرد

نمي دانم چرا سبزي خزان شد

وجود خنده اي بر ما گران شد

نمي دانم چرا دلها شکسته

زمين و اسمان از هم گسسته

نمي دانم چرا من را فدا کرد؟

+ نوشته شده توسط محمد تنها در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 21:23 |

دريا باش                                            

 که اگر کسي سنگ به سويت پرتاب کرد

 سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوي

+ نوشته شده توسط محمد تنها در چهارشنبه نهم خرداد 1386 و ساعت 11:33 |
" غم دل "

بدل هست مرا غم که گفتن ندارد

چه گویم از این غم شنفتن ندارد

که گوید که با کس غم دل توان گفت

از این غم چه گویم که گفتن ندارد

ببین غنچه خنده روی لب من

که بی رویت ای گل شکفتن ندارد

نشسته غبار غمت بر دل من

غبار غم عشق رفتن ندارد

شبی نیست کاید بچشمم دمی خواب

که شب بی خیال تو خفتن ندارد .
+ نوشته شده توسط محمد تنها در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 11:51 |
تا خدا هست که هميشه هست

دل به دست غم و نا اميدی مسپار .

تا خدا هست و نمرده است که هرگز نمی ميرد

در هيچ شرايطی خود را بيچاره مشمار

ای آنکه گشاينده هر بنده تويی اين عزت من بس که خداوند تويی
+ نوشته شده توسط محمد تنها در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 11:49 |
تنها ترين تنها



شبي در انتهاي كوچه تاريك تنهايي ،همان جايي

كه مرز مبهم پايان و آغاز است ، تو را ديدم

نشسته روي سنگي در خراب آباد تنهايي و سر

بر سايه گاه حسرت و اندوه و غمگين از غم

نا مردمي ها ، نا مرادي ها و گريان از غم ويراني

يك عشق و تو تنها ترين تنها و من بي خبر

از قسمت فردا و چندي در كنار هم نشستيم و

نگه كرديم و تو فرياد هاي بي صدايي را كه در عمق

نگاهم بود ، حس كردي و اين حس لطيف و

مبهم و ساده سر آغاز دوستيمان شد .... و بعد از

چند وقتي تو به من گفتي خداحافظ و اين بود آخرين

حرفت و من را در خراب آباد تنهايي رها كردي

و من در سايه گاه حسرت و اندوه و غمگين از غم نا

مردمي ها ، نا مرادي ها و گريان از غم ويرانی

يك عشق و ... .
+ نوشته شده توسط محمد تنها در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 11:47 |

دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد. کسي که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است .

 زندگي يعني اين....

+ نوشته شده توسط محمد تنها در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 12:49 |
بعد از چند وقت دوباره تصمیم دارم بنویسم

ما آدما خیلی وقتا فکر می کنیم اگه توی موردی شکست خوردیم دنیا به آخر رسیده

ولی باید دونست اگه نیت عمل درست باشه بقیه هر چی پیش میاد جزء به صلاحت هیچی نیست

البته اگه به خدا توکل کنی همچنین نباید فکر کنیم اگه توکل کردیم دیگه هر چی پیش میاد باید طبق

خواسته ما باشه پس محکم و استوار پیش برو و از شکست نترس و سطح توقع خودت رو کم کن

 

ضمنا پیشاپیش میلاد حضرت مسیح (ع) را به همهی دوستان تبریک می گم

+ نوشته شده توسط محمد تنها در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 21:20 |
تحول و یا شاید یک انرژی مثبت

نمی دونم اسمش رو چی بذارم ....!؟

ولی هر چی هست باعث شده که موضوع و اساس وبلاگم رو بزودی عوض کنم

البته نه همش رو ولی بدونید دیگه به این غمناکی نخواهد بود

و سعی دارم یک سری از واقعیات زندگی رو بپذیرم و بیشتر به اونها بپردازم و در این راه از همه نظرات شما دوستان همیشه همراه استفاده خواهم کرد

در پایان از یک دوست عزیز(م.م) که در این راه خیلی به من کمک کرد و این کمک هنوز هم استمرار دارد قدردانی می کنم

+ نوشته شده توسط محمد تنها در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 15:53 |
وجدان چیه...؟

آیا وجدان اینه که اول با عشق وارد بشی و با کلمات عاشقانه دل کسی رو بدست بیاری

بعد از اون یکی دیگه وارد زندگیت بشه و به خاطر اون پیش دوستای دیگت همه چیز رو انکار کنی

و بگی من اونو نمی خواستم و اون خودش می خواست و فقط یک طرفه بوده و حرفهای دیگه ای

که.......  گفتنش شاید اینجا جایز نباشد ولی این دردا و این حرفها برای همیشه تو قلب شکسته

شدم می مونه .                   

  و هنوز در پی پاسخی قانع کننده می مانم...؟

+ نوشته شده توسط محمد تنها در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 18:6 |

بمن گفت :

                 بيا !

بمن گفت:

                بمان !

بمن گفت:

                 بخند !

بمن گفت:

                 بمير !!!! 

 آمدم ، ماندم ، خنديدم ، مُردم ...

 

+ نوشته شده توسط محمد تنها در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 10:0 |

دوستت داشتم و همه جا پیت گشتم

نه در احرام مصر یافتمت ونه در تخت جمشید

نمیدانم

کدام از خدا بی خبری بین ما دیوار چین را کشید......................؟ 

+ نوشته شده توسط محمد تنها در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 18:38 |

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم كه با

سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم

شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

تقدیم به آنانی که خورشید عشقشان

با نمناکی اشک نقاشی شده است

+ نوشته شده توسط محمد تنها در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 15:37 |

وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟

زود دستم رو بالا گرفتم و گفتم يک بخش .

اما وقتي تو رو شناختم

 فهميدم عشق سه بخشه 

 عطش ديدن تو.........

            شوق با تو بودن ...........

                             و اندوه بي تو بودن..........

+ نوشته شده توسط محمد تنها در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 21:3 |

عشق آن نیست

            

    که با هم زیر باران خیس شدن

       

              عشق آن است که یکی چتر شود

            

                 و دیگری نفهمد که چرا خیس نشد !!!

+ نوشته شده توسط محمد تنها در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 20:59 |
+ نوشته شده توسط محمد تنها در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 20:58 |
 

  • هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی

         چون هر کسی امکان داردعاشق لبخند تو باشد   

 

  • هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد

          و کسی که چنین ارزشی دارد

          هیچ موقع باعث اشک ریختن تو نمی شود          

+ نوشته شده توسط محمد تنها در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 20:37 |
 

 

چه دلتنگم برای تو..برای چشم غمگینت..برای بیقراریهات..حسادت های شیرینت..بگو یادت

نرفته منو یادت نرفته..یادته؟

 

...یادته چه حالی داشتم..یادته ..لحظه ی دیدنت..آروم نداشتم یادته؟

 

چه روزا و چه شبهایی که با یاد تو سر میکنم..تو هستی همه هستیم..

 

بگو بگو که هنوز یادته...

 

یادته روزای عاشقی یادته؟؟؟؟؟؟؟

 

یادته اون روزا ... بگو که خوابت نرفته...

 

تو شبهاتو بی من سر میکنی ..و من بی تو..!

 

هنوز یادت نرفته ...منو یادت نرفته ..میدونم..

 

یادته ..یادته..یادته..یادته..یادته.      

+ نوشته شده توسط محمد تنها در جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 9:2 |

هيچکس نميتونه به دلش ياد بده که نشکنه ولي من يادش دادم که وقتي شکست لبه ي تيزش دست اوني رو که شکستش نبره.....

+ نوشته شده توسط محمد تنها در جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 8:59 |
+ نوشته شده توسط محمد تنها در جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 8:58 |

متين ترين كلمه "عشق" است. جذاب ترين كلمه "آشنايي" است. پاكترين كلمه "وجدان" است. تلخترين كلمه "جدايي" است. زشترين كلمه "خيانت" است. سخت ترين كلمه "تنهايي"بد ترين كلمه "بي وفايي " است

+ نوشته شده توسط محمد تنها در جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 8:57 |

ياد داشته باشيم:جان فدا کردن براي دوست چندان مشکل نيست،پيدا کردن دوستي که ارزش جان فدا کردن را داشته باشد مشکل است

+ نوشته شده توسط محمد تنها در جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 8:55 |
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري آخرش را با جدايي به سرانجام برساني عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست
+ نوشته شده توسط محمد تنها در جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 8:55 |
+ نوشته شده توسط محمد تنها در جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 8:42 |

دل شکسته

ما آن پاک دلانیم که به کس کینه نداریم یک شهر پراز دشمن ویک دوست نداریم
+ نوشته شده توسط محمد تنها در پنجشنبه نهم آذر 1385 و ساعت 14:11 |